ناصر رفیعی

لطفا منتظر باشید ...

پنهان کردن پلیر

همراه اول
تبلیغات فست کلیک
جا اینجاس

جدیدترین ها

ناصر رفیعی
ناصر رفیعی

بیوگرافی

حجت الاسلام و المسلمين ناصر رفيعي محمدي در سال ۱۳۴۴ در شهر مقدس قم در خانواده‌اي مذهبي متولد شد. تحصيلات ابتدايي، راهنمايي و متوسطه را در اين شهر گذرانده و در سال ۱۳۶۲ موفق به اخذ ديپلم در رشته علوم تجربي از دبيرستان صدوق شد. 
در سال‌هاي انقلاب شكوهمند اسلامي در جنبش دانش آموزي و جلسات مذهبي سياسي با پخش اعلاميه و شركت در تظاهرات در حد اقتضاي سن نوجواني شركت داشت. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي نيز با حزب جمهوري اسلامي شاخه دانش آموزي همكاري مي‌نمود. در سال ۱۳۶۲ با اخذ ديپلم وارد حوزه مقدسه قم شد. طي ۵ سال دوره سطح را تا پايان كفايه به اتمام رسانده و كليه امتحانات آن را با موفقيت گذراند و در پايه پنجم از امتحانات با كسب رتبه اول در آزمون شوراي مديريت حوزه، يك دوره بحارالانوار از حضرت امام خميني (ره) به عنوان جايزه دريافت نمود. 
دروس سطح را نزد اساتيدي چون آيات عظام وجداني فخر، اعتمادي، پاياني، دوزدوزاني، صلواتي، راستي، كاشاني و ستوده تلمذ نمود. از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۳ در دروس خارج آيات عظام فاضل لنكراني، مظاهري و صانعي شركت داشت. 
همچنين ضمن گذراندن دروس اصلي حوزه، دروس جنبي را نيز نزد اساتيد متعددي خواند. به عنوان مثال فلسفه (نهايه الحكمه) را نزد استاد آيت الله صالحي مازندراني (ره)، علوم قرآن را نزد آيت الله معرفت، شرح تجريد را نزد آيت الله استادي، تفسير را نزد آيت الله جوادي، رجال را نزد آيت الله سبحاني تلمذ كرد. 
در سال‌هايي كه به دروس حوزه مشغول بود موفق به اخذ ليسانس الهيات از دانشكده باقر العلوم و فوق ليسانس از دانشگاه قم گرديد و در سال ۱۳۷۳ با قبولي در آزمون دكتري در رشته علوم قرآن و حديث در تهران مشغول تحصيل در اين دوره شد. سال ۱۳۷۷ با دفاع از رساله موفق به اخذ دكتري با رتبه عالي گرديد. 

آلبــــوم

تک فایــــل

مجمــــوعه ها

ویدئوهــــا

تعداد نتایج : 385

حکایتی تاریخی از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«یکی از مشرکین که بعد از جنگ بدر کینه رسول خدا را در دل داشت آمد مدینه تا رسول خدا را ترور کند. ولی تا کرامتی از پیامبر (ص) دید مسلمان شد»

02':29''

48

0

/Play/257796/زمینه-توبه-و-پذیرش-اسلام

روایتی زیبا از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«ادیسون هرچه دارد، مدیون مادرش است. در مدرسه مسخره اش می کردند و می گفتند کودن. سه ماه بیشتر مدرسه نرفت ولی مادرش در خانه تعلیم او را به عهده گرفت و جزء نوابغ روزگارش شد»

01':17''

31

0

/Play/257795/تکریم-مادر-توسط-ادیسون

روایتی زیبا از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«وقتی حکم ممنوعیت ماهیگیری در روز شنبه از طرف خدای متعال بر بنی اسراییل نازل شد، آنها هم حوضچه هایی نزدیک رودخانه درست کردند تا ماهی ها را به داخل حوض برانند و یکشنبه ماهی ها را صید می کردند. ولی با این کار خودشان را نابود کردند»

01':13''

35

0

/Play/257794/هلاکت-بر-اثر-توجیه-گناه

حکایتی زیبا از گلستان سعدی توسط حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«سعدی نقل می کند در ایام طفولیت نصف شبی به مسجد جامع رفتیم و دیدیم مردم همه خوابیدند. ما مشغول نماز شب شدیم. بعد از نماز به پدرم گفتم چرا مردم بلند نمی شوند دو رکعت به خدای یگانه بجای بیاورند؟ پدرم نصیحتم کرد که ای پسر تو هم اگر مثل مردم می خوابیدی بهتر از این بود که نماز خواندی ولی عجب و غرور داشتی و پشت مردم غیبت کردی»

01':27''

31

0

/Play/257788/خوابیدنی-که-بهتر-از-نماز-با-عجب-است

روایتی زیبا از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«روزی امام صادق علیه السلام از جایی عبور می کردند دیدند شخصی زمین افتاده و از درد ناله می کند. یکی از یاران گفت من میشناسمش او یهودی است. بیایید برویم. حضرت بلافاصله فرمود مگر انسان نیست؟ برایش آب و غذا بیاورید»

00':54''

29

0

/Play/257786/رافت-اسلامی-به-یهودی

داستانی زیبا از مثنوی توسط حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«فرماندهی به لشکریانش گفت در این بیابان تاریک هر چه که زیر پایتان ریخته جمع کنید که به دردتان می خورد. بعد از اینکه از بیابان عبور کردند و هوا روشن شد، دیدند گنج و جواهر بوده. همه حسرت می خوردند. کسی که بر نداشته بود حسرت برنداشتن را میخورد و کسی که برداشته، حسرت می خورد ای کاش بیشتر بر میداشت.»

01':46''

29

0

/Play/257783/حسرت-همگانی

روایتی زیبا از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«پیر زنی به منصور دوانقی گفت من از نوادگان امام حسین (ع) هستم. پدرم و برادرم و عمویم به دست ماموران تو کشه شده اند. الان تنا پسرم هم در زندان تو است به جرم علوی بودن. دستور به آزادش کنند. منصور با عصبانیت گفت پسرت را هم می کشم. پیر زن نفرینش کرد همان لحظه اسب منصور رم کرد و به زمین زد و در همان سال موسم حج به درک واصل شد»

03':12''

40

0

/Play/257782/آه-پیر-زن-علوی-چه-زود-گرفت

داستان قرآنی از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«بلقیس ملکه سبا وقتی نامه سلیمان پیامبر را دید با وزرایش مشورت کرد و سلیمان را با هدایایی پرقیمت امتحان کرد که ببیند دنیا طلب است یا نه ولی سلیمان هدایا را باز گرداند و او را تهدید کرد»

01':33''

31

0

/Play/257773/امتحان-سلیمان-توسط-بلقیس

روایتی زیبا از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«ابراهیم نبی آمد مکه به دیدن خانواده اش ولی اسماعیل منزل نبود و برگشت وقتی اسماعیل آمد منزل و دید که پدرش رفته، بر جایی که ابراهیم پیامبر ایستاده بود بوسه زد»

00':49''

28

0

/Play/257771/بوسه-بر-جای-پدر

روایتی زیبا از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«شخص ثروتمندی وصیت کرد که فرزندانش کارهای خیری بعد از مرگش انجام دهند. عارفی به او گفت چراغ را جلو جلو برای قبرت بفرست نه از پشت سر. معلوم نیست بعد از تو فرزندانت به وصیتت عمل بکنند»

00':54''

162

0

/Play/257764/چراغ-را-از-جلو-بفرست

موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«عارفی بود که کار می کرد و پول خوبی به دست می آورد ولی پولها را خرج فقرا کرده و صدقه می داد و خودش نان خشک می خورد . می گفت کلاه سر دنیا می گذارم. از دنیا پیدا می کنم ولی برای آخرت خرج می کنم»

00':38''

146

0

/Play/257763/کلاه-سر-دنیا-می-گذارم

حکایتی جالب از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«روزی عقیل به دیدن معاویه رفت ولی معاویه او را مسخره کرد و گفت عموی این شخص ابولهب است. ولی عقیل هم کم نیاورد و گفت همسر ابولهب که در قرآن در باره او حمالة الحطب (هیزم جهنم و آتش بیار معرکه) گفته شده، عمه معاویه است»

01':11''

188

0

/Play/257762/عمه-معاویه-و-هیزم-جهنم

روایتی زیبا از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«روزی اعور به نزد معاویه رفت و معاویه او را مسخره کرد. ولی اعور هم جواب دندان شکنی به او داد و گفت معاویه به معنای سگ است»

00':26''

129

0

/Play/257760/معاویه-به-معنای-سگ-است

حکایتی شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«خواجه منصور وزیر سلطان طغرل بود. به سلطان گفت من اگر در بندگی خدا کوتاهی کنم حتما در تبعیت از تو هم کوتاهی خواهم کرد. پس بهتر است اول بنده خوب خدا باشم تا حق چاکری تو را نیز خوب بجا بیاورم»

01':44''

126

0

/Play/257759/خواجه-منصور-وزیر-طغرل

حکایتی از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«عمر بن عبدالعزیز درباره حجاج بن یوسف می گوید اگر از اول تاریخ تمام خبیث ها را جمع کنیم در یک کفه ترازو و حجاج را هم در کفه دیگر، خباثت حجاج از همه بیشتر می شود»

02':57''

72

0

/Play/257718/خباثت-حجاج-بن-یوسف

روایتی زیبا از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«وقتی عمار دهنی کوفی در دادگاه اهل سنت کوفه شهادتی داد، قاضی گفت شهادت تو چون شیعه و رافضی هستی قبول نیست. عمار دهنی مثل باران گریه کرد و گفت من لیاقت این کلمات را ندارم. وقتی جریان را به امام صادق(ع) گفت حضرت فرمود خدای متعال به خاطر ادبت، تمام گناهانت را بخشید»

03':18''

65

0

/Play/257717/عمار-دُهنی-کوفی

داستانی زیبا از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«صفیه دختر حیی بن اخطب میگوید پدرم مرا خیلی دوست داشت ولی روزی بسیار عصبانی آمد به منزل و با عمویم در مورد پیغمبر آخرالزمان صحبت می کردند و می گفت تا آخرین قطره خون با او می جنگم»

01':06''

65

0

/Play/257716/صفیه-دختر-حیی-بن-اخطب

موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«محمد بن ابی عمیر از اصحاب امام صادق علیه السلام بود ولی با اینکه خودش دچار فقر شدیدی شد و به یک درهم محتاج بود، وقتی شخصی که به او ده هزار درهم بدهکار بود خانه اش را فروخت تا بدهی اش را بپردازد، ولی محمد بن ابی عمیر گفت از امام صادق علیه السلاام شنیدم شخص مقروض نباید از خانه رانده شود»

01':23''

53

0

/Play/257715/محمد-بن-ابی-عمیر

حکایتی آموزنده از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«شخصی که بسیار موجه هم بود بعد از مرگش او را در خواب دیدند که دچار عذاب سختی در برزخ شده وقتی علتش را پرسیدند گفت برای تحقیق یک دختری برای ازدواج نزد من آمدند ولی چون آن دختر را برای پسر خودم هم می خواستم مجبور شدم حقیقت را نگویم»

01':34''

47

0

/Play/257712/کیفر-ناحق-گویی

موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«اگر خیانت شریح قاضی نبود، شاید هانی و مسلم به شهادت نمی رسیدند و جریان کربلا اتفاق نمی افتاد»

01':57''

41

0

/Play/257710/خیانت-فقیه-کوفه

نواهنگ شنیدنی و گوشنواز از سخنان «حجت الاسلام دکتر ناصر رفیعی» با موضوع «روش یاری نمودن امیرالمومنین امام علی(علیه السلام)»(تولید اختصاصی بانک صوتی تبیان)

01':35''

342

1

0

/Play/249431/یاری-کنید

نواهنگ زیبا و طنزگون از سخنان «حجت الاسلام والمسلمین ناصر رفیعی» درباره «نکوهش غرور با ذکر داستانی واقعی از یک اتفاق عجیب در یک جلسه عمومی!»(تولید اختصاصی بانک صوتی تبیان)

02':43''

2416

3

0

/Play/247670/غرور-روضه!

نقل ماجرایی تاریخی از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«وزیر معتصم عباسی یک خانه بلندی ساخت که مشرف به خانه های مردم بود و از آنجا به ناموس مردم چشم چرانی می کرد تا اینکه محبت دختری که در عقد دیگری بود به دلش افتاد و با زود و فریب و شاهد دروغین آن دختر را تصاحب کرد ولی پدر دختر به معتصم شکایت کرد و معتصم وزیر و شاهد های دروغین را اعدام کرد»

04':26''

6866

5

0

/Play/246346/عاقبت-یک-لحظه-چشم-چرانی

موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«گربه ای یک زنی را اذیت می کرد. آن زن گربه را زندانی کرد تا از گرسنگی مرد. خبر به رسول خدا (ص) رسید و خیلی ناراحت شدند و فرمودند در قیامت این زن را در جهنم به همین صورت عذابش خواهند کرد»

00':33''

410

1

0

/Play/246344/کیفر-حیوان-آزاری

حکایتی زیبا از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«شخص متدینی بود که با پیامک و شبکه مجازی با دختری آشنا شد و بعد از رفاقت و رابطه نزدیک، مادر دختر در خانه آنها را دید و ... »

03':18''

2113

1

0

/Play/246342/پیامکی-که-منجر-به-دو-قتل-شد

موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«در روایت آمده که شخصی را به سوی جهنم می برند ولی تند تند به پشت سرش نگاه می کند و منتظر چیزی است. وقتی ملائکه می پرسند چه کار داری؟ می گوید یاد آیات رحمت قرآن افتادم که خدای متعال همه گناهان را می بخشد و الان منتظر رحمت و مغفرت او هستم. خدای متعال می فرماید او را برگردانید چرا که حسن ظن به ما دارد»

01':49''

1307

0

/Play/246338/نتیجه-حسن-ظن-به-خدای-متعال

نقل داستانی تاریخی از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«در اختلاف بین بنی عباس و بنی امیه قاتل یکی از حاکمان بنی عباس که از بنی امیه بود مهمان پسر آن حاکم بود ولی وقتی فهمید مهمانش قاتل پدرش هست بااینکه بسیار غضبناک بود، او را رها کرد »

03':45''

296

2

0

/Play/246335/تکریم-مهمان

ماجرای آموزنده از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«اسحاق بن عمار در مکه امام صادق علیه السلام را دید که حضرت او را تحویل نگرفت وقتی علتش را پرسید حضرت فرمود چرا برای خودت منشی استخدام کردی و خودت را از خدمت مستقیم به مردم محروم کردی؟ عرض کرد ترسیدم شهرت پیدا کنم. حضرت فرمود در خدمت به مردم ریا و شهرت نیست و برو در خانه ات را به روی مردم باز کن و خودت امور مردم را رسیدگی کن»

02':14''

434

0

/Play/246098/ریا-و-شهرت-در-خدمت-به-مردم

حکایتی شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«امام صادق علیه السلام فرمودند یک مومنی در شهری مسلمان نشین بود ولی حاکم و مردمانش به آن مومن اذیت و آزار می رساندند ولی این مومن به یک شهر دیگری که مردمانش مشرک بودند مهاجرت کرد و یک مشرک به این مومن تکریم می کرد و کارهایش را انجام میداد وقتی آن مشرک از دنیا رفت خدای متعال او را در جهنم نسوزاند و به او غذا هم میداد ولی بخاطر شرکش به بهشت هم نبرد»

02':32''

739

0

/Play/246096/پاداش-تکریم-به-مومن

حکایتی تاریخی از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» در شان نزول آیه 51 سوره نساء :«ابوسفیان به کعب بن اشرف یهودی گفت من بی سوادم ولی تو کتابهای زیادی خواندی از تو می خواهم بدون تعصب بگویی که آیا ما بر حق هستیم یا محمد (ص)؟ کعب گفت شما دینتان را شرح بدین تا قضاوت کنم. وقتی ابوسفیان از خودشان و مهمان نوازی و ... توضیح داد، کعب گفت شما بر حق هستین و آمد نزد بتهای ابوسفیان در حضور همه سجده کرد و بعد از این جریان آیه 51 سوره نساء در این زمینه بر رسول خدا (ص) نازل شد»

04':43''

330

0

/Play/246087/گفتگوی-ابوسفیان-با-کعب-بن-اشرف

بیان ماجرایی زیبا از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«روزی ابوذر به بلال عصبانی شد و حرف بدی به او زد ولی زود پشیمان شد و معذرت خواهی کرد و صورتش را زمین گذاشت و گفت بلال بیا پایت را بذار روی صورتم»

00':49''

281

0

/Play/246085/بد-تر-از-گناه،-توجیه-گناه-است

موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :« قربان درست است نه قربانی یعنی وسیله ای که با آن به خدا نزدیک می شویم. قابیل بدترین محصول خود را برای قربان کردن انتخاب کرد ولی هابیل بهترین و چاق ترین گوسفند خود را انتخاب کرد تا در راه خدا قربان کند و قربان کردنش قبول شد.»

04':41''

224

0

/Play/246083/بهترین-وسیله-را-برای-قربانی-انتخاب-کن

نواهنگی بسیار زیبا و موعودی از سخنان «حجت الاسلام دکتر ناصر رفیعی» درباره «حضور پررنگ امام زمان، حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در زندگی روزمره ما و عنایت خاص آن حضرت به شیعیان»(تولید اختصاصی بانک صوتی تبیان)

02':55''

882

2

0

/Play/244269/امام-حاضر

نواهنگی آگاهی بخش و زیبا از سخنان «حجت الاسلام دکتر رفیعی» در نقل داستانی واقعی از زندگی مردی که پای منبر هزاران واعظ نشسته بود(تولید اختصاصی بانک صوتی تبیان)

01':44''

852

1

0

/Play/243500/خلاصه-منبرها

نواهنگی زیبا و شنیدنی از سخنان «حجت الاسلام دکتر ناصر رفیعی» پیرامون این نکته که «آشکار کردن یک تار مو به کجا برمی خورَد؟!»(تولید اختصاصی بانک صوتی تبیان)

04':16''

2843

0

/Play/241558/کشتی-در-خطر

نواهنگی دل انگیز و شنیدنی درباره شخصیت حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها) با سخنان «حجت الاسلام دکتر ناصر رفیعی»(تولید اختصاصی بانک صوتی تبیان)

03':02''

3354

0

/Play/236622/کجاست-خدیجه؟

نواهنگی زیبا و شنیدنی درباره مظلومیت جناب ابوطالب(علیه السلام) در بیان «حجت الاسلام دکتر ناصر رفیعی»(تولید اختصاصی بانک صوتی تبیان)

02':03''

3673

0

/Play/236621/ایمان-مکتوم

کلیپ صوتی «بخشش امام حسین علیه السلام» با صدای «حجت الاسلام ناصر رفیعی»؛ «موقع از دنیا رفتن اسامه اندوه او را گرفته بود، و حضرت سید الشهدا بخششی به او نمود که موجب شادی او شد»

01':39''

1017

1

0

/Play/233031/بخشش-امام-حسین-علیه-السلام

موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «وقتی حضرت امیرالمومنین امام علی علیه السلام به منطقه صفین رسیدند دیدند لشکر معاویه راه آب را بستند. حضرت فرمود بروید هر طور شده راه آب را باز کنید. وقتی چاه های آب به دست سپاه امیرالمونین افتاد بعضی ها گفتند آقا شما هم مقابله به مثل کنید و آب را به روی معاویه ببندید. حضرت فرمود...»

02':01''

339

0

/Play/231217/کرامت-علی(ع)-در-صفین

داستانی آموزنده از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «حسین بن ابی علا مدیر کاروان حج بود. چند نفر را جمع می کرد و با خرج خودش به حج می برد. وقتی خدمت امام صادق علیه السلام رسید، حضرت فرمود چرا مومنین را خوار و ذلیل می کنی؟ عرض کرد آقا جان خدا مرا بکشد بخواهم مومنین را ذلیل کنم. حضرت فرمود ...»

02':21''

249

0

/Play/231216/در-خیرات،-به-بقیه-هم-میدان-بده

حکایتی آموزنده و موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «وقتی خبر شهادت امیرالمومنین امام علی علیه السلام به دربار معاویه رسید، معاویه ملعون بسیار خوشحال شد و جشن گرفت و خواننده ای داشت. وقتی دستور داد که خواننده بخواند ولی او نخواند و گفت در شهادت انسان بزرگواری مثل علی نخواهم خواند»

03':45''

432

0

/Play/231215/مطربی-که-در-دربار-معاویه-مرثیه-خوانی-کرد

داستانی آموزنده از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «حضرت امیرالمومنین امام علی علیه السلام در جنگ جمل، زبیر را خواست. زبیر با زره و سلاح سوار اسب شد که برود ولی امیرالمومنین بدون زره و بدون سلاح آمد. حضرت نکته ای به او فرمود که زبیر جا خورد و خواست از جنگ برگردد ولی پسرش وسوسه کرد ولی ...»

02':21''

531

0

/Play/231214/عاقبت-زبیر-در-جنگ-جمل

موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «شخصی نقل می کند که در ماه روپمضان دم غروب وارد مسجد شدم دیدم پیرمردی نشسته و با نان خشک افطار می کند و به من هم تعارف کرد. من گفتم گرسنه بمانم بهتر از این نان خشک است. آمدم بیرون دو نو جوان را دیدم و گفتم در این شهر غریبم. کسی نیست به من افطاری دهد؟»

01':21''

356

0

/Play/231213/زهد-امام-علی(ع)

داستانی شنیدنی از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «روزی ام ایمن غذای خوبی برای رسول خدا(ص) درست کرده بود. حضرت فرمود ای کاش بهترین بنده خدا و محبوب ترین نزد او بیاید و با من هم غذا شود. انس می گوید دیدیم همان هنگام درب خانه زده شد. در را باز کردیم دیدیم علی است. ولی او را به بهانه ای برگرداندیم. چون دوست داشتیم یکی از انصار باشد....»

01':04''

257

0

/Play/231212/محبوب-ترین-خلق-خدا-نزد-پیامبر(ص)

حکایتی آموزنده و موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «در کتاب الغارات آمده است یک نفر به حضرت امیرالمونین امام علی علیه السلام اعتراض می کند که تا کی صدقه می دهید؟ بس نیست؟ حضرت فرمود اگر بدانم یکی از اینها قبول شده، دیگر صدقه نمی دهم»

00':38''

303

0

/Play/231211/اخلاص-در-عمل

حکایتی زیبا از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «ابودرداء که از دوستان معاویه بود یک روایتی را نقل می کند که دیدم علی (ع) در نخلستان از دنیا رفت و مثل چوب خشک افتاد به زمین. فورا به منزلش رفتم و به حضرت زهراء(س) گزارش دادم. حضرت فرمود ایشان نمرده اندو از خشیت الهی هر شب به این حال می افتند»

01':22''

422

0

/Play/231210/خشیت-الهی

حکایتی زیبا از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «علی بن یقطین از اصحاب امام کاظم بود ولی در دربار بنی عباس نفوذ کرده بود. وقتی به یکی از شیعیان بنام ابراهیم جمال بی حرمتی کرد امام کاظم علیه السلام بسیار ناراحت شد و فرمودند تا او را از خودت راضی نکنی از تو راضی نخواهم شد»

01':16''

430

0

/Play/231209/علی-بن-یقطین-و-ابراهیم-جمال

موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «معلی بن خنیس یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام بود. ولی داود بن علی که فرماندار مدینه بود او را دستگیر کرد. حضرت پیام فرستاد اگر او را آزاد نکنی تو را نفرین می کنم ولی ...»

01':20''

307

0

/Play/231208/نفرین-امام-صادق(ع)-به-فرماندار-مدینه

موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «عمر سعد در جنگ صفین حاضر بود و در حکمیت پیشنهاد داد که پدرش سعد بن ابی وقاص را خلیفه کنند. به مسلم بن عقیل هم خیانت کرد. در کربلا هم آن خیانتها و ظلم ها را کرد...»

02':12''

435

0

/Play/229372/خیانتهای-عمر-سعد

موعظه ای زیبا از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «روزی معاویه برای خانه ابو الاسود دولی حلوایی فرستاد. دخترش آنقدر گرسنه بود یک انگشت خواست بخورد که پدرش گفت یک لقمه از این حلوای معاویه باعث می شود محبت امیرالمومنین در وجودت کم شود. آن دختر بسیار زیرک و با تقوا بود. سریع انگشت در گلو کرد و آن حلوا را بالا آورد و یک بیت شعر زیبا سرود ...»

01':26''

477

0

/Play/229371/تقوای-دختر-ابو-الاسود-دؤلی